«به نام خدا»لبـخنــــــــد بزن
فردا روز بـــــــــد تریه
__________________________
ناچارم به تو...
باد خواهد برد عشقی را که من دارم به تو
بعد از این یک عمر بی مهـری بدهکارم به تو
تو همیشه در پـــــــــی آزار مــن بودی ولـی
من دلم راضی نشد یک لحـــظه آزارم به تو
راسـت میگویم ولی حرف مرا باور نکــــــــــن
این که ممکن نیست دل را باز بسپارم به تو
خوب میدانم برای من کسی مثل تو نیـست
خوب میدانم که روزی باز نا چارم به تـــــــو
میروم شاید دلــــت روزی گرفتـــــــارم شود
میروم اما گرفــــتارم...گرفتـــــــــارم به تــــو
«مهتاب یغما»
__________________________
خدایــــــا ! حواست هست؟! صدای هـــق هـــق این گریهــــــ
از هـــمان گلویی می آید کـــ تو از رگ گــــــردن به آن نزدیکتریـــــــ....
خوش باشید
بای تا های
رز سوخته...
ما را در سایت رز سوخته دنبال میکنید
برچسب: دیگه هیچی نمیدونم,من هیچی نمیدونم,هیچی نمیدونم,هیچی نمیدونم شاهین فلاکت, نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:54