یه شب برفی , یه لیوان چایی , یه اتاق نیمه تاریک , یه پاکت اس بلک تلخه تلخ , یه گریز به عقب و یهو به خودم میام میبینم یه ساعت گذشته . هوا قرمزه از پشت پرده ها هم حتی معلومه دلم میخواد برم بیرون ولی نمیرم به جاش اهنگمو پلی میکنم,نفس مهدی یراحی میخوام بزنم بعدی ولی خوشم میاد ازش کم کم , یه کم از چایی, چشامو میبندم فکر میکنم شبه دارم رو برفا راه میرم مثل همیشه کلاه صورتیم سرمه دستامو باز میکنم به سکوت برفی ک میریزه گوش میدم ,دلم میخواد بدوام صدام میکنه واستا دیوونه میخوری زمین , خودشو میرسونه بهم نمیزاره برم,میگه بیا عکس بگیریم,میگه بیا بریم اون راهه که باریکه ببینیم به کجا میره , میریم بعد کلی میرسیم سرجای اولمون کلی میخندیم , میگم بیا اون راهه که هنوز برفاش نو مونده رو بریم جای پامون تا همیشه یادگار ما باشه به این برفا,نگام میکنه عمیق چندثانیه هیچی نمیگه, میشناسنش معنی نگاشو میفهمم منم همونطوری نگاش میکنم ,میخنده بوسم میکنه,دستمو میگیره با هم میریم تا جای پامونو رو برفا واسه همیشه به یادگار بزاریم..
چشامو باز کردم تو اتاقم بودم , موبه موصحنه ها یادمه , حق دارم اگه بگم لعنت به این شب برفی؟حق داره اگه بگه لعنت به این شب برفی؟چاییم یخ کرد مثل هوا مثل قلبم ,دستم میلرزه ولی میرم یه بار دیگه عکس اون شب برفیو که هیچکدوم دلمون نیمده پاک کنیمو نگاه میکنم ,مایش یه قطره اشک و یه لبخند تلخ و یه قربون اخمت بشمه..
اتاق کامل تاریک میشه, میرم زیر پتو چشامو میبندم قلبمو میزارم تو قالب یخش اجازه میدم این شب لعنتیم مثل خیلی شبای دیگه تموم شه..
رز سوخته...
ما را در سایت رز سوخته دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 15:05